عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
8
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
مشكل كفايت مىكرد كه يك دفعه [ نزد پيامبر ( ص ) ] برود ؛ چه در خلال موضعگيرى هر قبيله [ در هر نه دفعه ] وسوسههاى شيطان و انگيزههاى شك و تكذيب بيش از دوران جاهلى تحريك مىگرديد . امّا در رابطه با شكل دوم ، تقريبا در گمان ما يك حادثه است كه به طرق متفاوت روايت شده است چون در تبليغ امر آسمان به جواز قرائت به هفت حرف كافى است كه جبرئيل - عليه السلام - ( به تنهايى يا با ميكائيل ) در اضاة [ آبگير ] بنى غفار يا احجار المراء در مدينه نازل شده باشد و به پيامبر [ ص ] آنچه را كه خداوند به واسطهء آن بر بندگانش تفضّل نموده ، برساند . در شكل سوم مطلب بر عكس است ، چون درست است ، كه پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - اين خبر يا امر را به اصحابش ، در مناسبتهاى مختلف و موقعيتهاى فراوان تكرار كرده باشد تا قاعدهء آن در جان يارانش ثابت بماند . آنچه كه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه ابىّ بن كعب از همهء صحابه بيشتر به مشكل توجه مىكرد و از همهء آنها توجهء بيشتر به بيان قاعدهء آن و روايت اخبار آن - چه طولانى و چه بلند - نشان مىداد و در طرق روايى او حتّى يك طريق كه ضعف آن قطعى باشد نيافتهايم بلكه همهء سندهاى آن صحيح بوده است كسى كه خواهان اطلاع بيشتر است مىتواند به حاشيهء تفسير طبرى مراجعه نمايد تا شرح و تفصيل بيشترى را مطالعه كند كه ما در ضميمهء كتاب نياوردهايم . در ضمن نبايد از نظر دور داشت كه عمر هم به اين مسأله توجه داشته و در طول زندگىاش - چنان كه خواهد آمد - آن را پيگيرى مىكرد . بعد از ملاحظاتى در باب حديث « حروف هفتگانه » لازم است كه به آراى مختلف در تفسير آن و سپس به بيان راى خود در اين تفسيرها بپردازيم . با اين همه ، حديث از جهت روايتها و سندهاى آن از جانب برخى از گروههاى شيعى دچار خدشه شده است كه لازم است از ديدگاه آنها - به اين اعتبار كه بخشى از توجه كلّى به مسأله مىباشد - آگاه گرديم . بعد از دقّت نظر در اين جنبهء انتقادى ، به تفسير مراد از اين حروف خواهيم پرداخت .